چند هفته قبل مهندس بقایی معاون سابق محمود احمدی نژاد، پس از آزادی از زندان شدیدترین اتهامات را به قوه قضائیه وارد کرد و در مقابل سخنگوی قوه قضائیه مهندس بقایی را تهدید به شکایت از باب تشویش اذهان عمومی نمود. با حمایت دکتر احمدی نژاد و سپس از سخنرانی شدیدالحن مهندس مشایی، سخنان جنجالی بقایی بازتاب بیشتری پیدا کرد. در همین راستا دکتر خسرو معتضد نیز علم حمایت از حلقه احمدی نژاد را بلند نمود و اساسا جرم انگاری تشویش اذهان عمومی را زیر سوال برد. این پوشش خبری مبین این نکته بود که حلقه احمدی نژاد جرم انگاری تشویش اذهان عمومی را قبول ندارد. حال سوال این است که مگر این جرم چیست که احمدی نژاد و یارانش از آن واهمه دارند؟

مبنای قانونی این جرم در ایران، ماده 698 قانون مجازات اسلامی می‌باشد: «هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی ‌یا مقامات رسمی به وسیله‌ی نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض ‌یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت راساً یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات ‌رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از این که از طریق مزبور به‌ نحوی از انحا ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا 74 ضربه محکوم شود». این ماده قانونی بر مبنای آیه 19 سوره نور تدوین که می فرماید «کسانى که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است و خداوند می‏داند و شما نمی دانید».

نکته مهم این قانون آن است که فعل مرتکب باید کذب باشد و کذب بودن آن یا به قصد اضرار به غیر یا منجر به آشفتگی ذهنی جامعه یا مقامات رسمی حکومتی و یا نسبت به شخص یا اشخاص و گروه‌هایی شود. حال سوال این است که حلقه احمدی نژاد از چه می ترسد؟ اگر حقیقتا سخنانی را از روی راستی و درستی بیان می کنند نباید ترسی از مجازات شدن بابت این ماده قانونی داشته باشند؟ اینکه مهندس مشایی و رفیق جدیدش استاد خسرو معتضد اساسا ریشه این جرم انگاری که بر مبنای قرآن بنا شده را می زنند، چه علتی می تواند داشته باشد؟ آیا این یک نوع فرار به جلو نمی باشد؟

  سیاسی